Yerevan Opera building at night

سفر زمینی به ایروان ارمنستان با خودروی شخصی بخش دوم

سفر زمینی به  ایروان ارمنستان با خودروی شخصی بخش دوم -از مرز نوردوز تا ایروان

اگر بخش اول این سفرنامه را نخوانده اید لطفا از این لینک مطالعه کنید: سفر زمینی به ارمنستان با خودرو شخصی بخش اول – از تهران تا مرز نوردوز

مرز نوردوز تا ایروان
برای نقشه بزرگتر مسیر ، نقشه را کلیک کنید

 درادامه سفر زمینی به ایروان ارمنستان، به مرز نوردوز رسیدیم وقبل از ورودی گمرک ایستادیم تا پلاک های ترانزیت را با بست کمربندی روی پلاک ایرانی محکم کنیم، بیش از 10 نفر کودک و بزرگسال برای فروش، دارم ارمنستان (واحد پول ارمنستان درام AMD می باشد)، نصب پلاک ترانزیت و … دورمان جمع شدند. خودمان پلاک ها را نصب کردیم و سیم کارت هم نخریدیم و وارد گمرک ایران شدیم.

در بخش ایرانی گمرک نوردوز، ماموری ما را بیش از 40 دقیقه به علت همراه نداشتن اظهارنامه  کابوتاژ که در گمرک تهران به ما گفته بودند به آن نیازی نیست، معطل کرد، خوشبختانه عکس این اظهارنامه را همراه داشتیم و بالاخره به بخش مسافرین رفتیم. 25 هزار تومان عوارض خروج برای هر نفر را نه به حساب خزانه دولت، بلکه به حساب سازمان منطقه آزاد ارس به بانک ملی مستقر در گمرک پرداختیم. تعدادی از چمدان ها را پیاده کرده بودیم و قبل از پاسپورت چک، باید از دستگاه اشعه ایکس چمدان ها را رد می کردیم، ولی مامور دستگاه سر پست خود نبود، مقداری جستجو کردیم و وی را در بخشی دیگر یافتیم،  به خاطر ترک میز کار توسط این آقا، کلاً 20 دقیقه دیگر بی دلیل معطل شدیم. بعد از چک کردن پاسپورت ها، مهر خوردن برگه کاپوتاژ و بازرسی محتویات خودرو در کل 10 دقیقه هم طول نکشید.  حدودا یک ساعت و 10 دقیقه در گمرک ایران بودیم، بعد از گذشتن از پلی بر روی رودخانه ارس، به گمرک ارمنستان رسیدیم.

در گمرک ارمنستان، ابتدا پاسپورت چک انجام شد (مأمور مسؤول کمی فارسی بلد بود ولی انگلیسی بلد نبود، باید با وی ارمنی یا روسی صحبت می کردیم، خوشبختانه یک مسافر که روسی بلد بود، کمک مان کرد). سپس بازرسی خودرو انجام و وارد بخش مسافری شدیم. در ارمنستان باید برای وارد کردن خودرو، کابوتاژ انجام می شد، این پروسه بسیار وقت گیر بود و بیش از 20 هزار درام ارمنستان هزینه داشت. پس از کابوتاژ ابتدا خودرو را با اشعه ایکس در سالنی بزرگ بازرسی کردند و سپس مجدداً در یک بخش دیگر بازرسی کردند و نهایتاً مهر آخر را زدند و از گمرک خارج شدیم.(متوجه نشدیم که چرا خودرو ها را سه باز بازرسی می کردند.) آنقدر در گمرک ارمنستان معطل شده بودیم که یادمان رفت سیم کارت ارمنستان بخریم.

کرمانشاه کرمانشاه در این سفر همراه ما نبود!!! – بیمه نامه را با شماره پاسپورت من به نام چه کسی صادر کردند؟

به ما گفتند که بعد از گمرک باید بیمه خریداری کنیم، یک کانکس بود و تعداد زیادی خوردو جلوی آن، داخل کانکس دو نفر با کامپیوتر نشسته بودند و بیمه صادر می کردند، هر دو آنها فارسی را بلد بودند. به آنها متذکر شدیم که به ما گفته اند بیمه تنها 6000 درام می ارزد ولی آنها به ما گفتند که این بیمه نامه 10000 درام می باشد. بیمه نامه یک برگه پرینت شده با محتویات 90 درصد ارمنی و 10 درصد انگلیسی بود با یک مهر پرینت شده! برای صدور بیمه نامه از مراجعین پاسپورت و دفترچه مالکیت خودرو را می خواستند. برای این بیمه نامه و رویه های گمرکی در ارمنستان بیش از یکساعت و نیم معطل شدیم. [ بعدها بود که متوجه شدیم روی بیمه نامه نام و نام خانوادگی را Kermanshah Kermanshah زده اند!!!].

اکنون در ارمنستان بودیم با سه نقشه OSM، نقشه گارمین برای ارمنستان و نقشه نویتل برای ارمنستان و جاده هایی خلوت و زیبا.

گل های زیبای کنار جاده - عکس: جوانه عظیمی
گل های زیبای کنار جاده – عکس: جوانه عظیمی

به ما گفته بودن که جاده های ارمنستان باریک، بدون علائم کافی رانندگی و بعضی جاها بسیار ناهموار و خطرناک هستند! در ابتدای مسیر تا یکی دو ساعت اوضاع خوب بود ولی کم کم اوضاع تفییر کرد.

لادای ارمنی قرمزی که در جاده های دو طرفه می تازد - عکس کاوه جمالی
لادای ارمنی قرمزی که در جاده های دو طرفه می تازد – عکس کاوه جمالی
مناظر زیبا گاه خرابی جاده را از یادمان می برد - عکس کاوه جمالی
مناظر زیبا گاه خرابی جاده را از یادمان می برد – عکس کاوه جمالی

تصمیم گرفتیم در شهر کاپان ناهار بخوریم و بعد ادامه مسیر دهیم. یک تابلو بزرگ رستوران و هتل توجه ما را جلب کرد ولی باید به خیابان موازی جاده اصلی می رفتیم، کمی طول کشید تا به این رستوران برسیم. به سالن طبقه دوم رفتیم که سالنی بود مسقف با چادر، لیموناد ترخون سفارش دادیم وغذا.

لیموناد ترخونی که فقط زیبا بود و مزه شربت سینه می داد
لیموناد ترخونی که فقط زیبا بود و مزه شربت سینه می داد – عکس: کاوه جمالی

بعد از چند دقیقه نوشیدنی های ما را آوردند ولی خبری از غذا نبود، بعد از 40 دقیقه تنها یک پرس از سه پرس غذای سفارشی ما را آوردند!!! بارها اعتراض کردیم ولی از دو پرس غذای دیگر خبری نشد، تنها جوابشان این بود: “چند دقیقه دیگر” !!!

سه نفر بودیم و تنها بعد از یک ساعت همین یک پرس غذا را به ما تحویل دادند - عکس جوانه عظیمی
سه نفر بودیم و تنها بعد از یک ساعت همین یک پرس غذا را به ما تحویل دادند – عکس جوانه عظیمی

تصمیم گرفتیم برای از دست ندادن زمان رستوران را ترک کنیم. موقع درخواست صورت حساب متوجه شدیم که سه پرس غذا را فاکتور کرده اند!!! مدتی طول کشید که باورشان شود در طبقه بالا تنها یک پرس غذا برایمان آورده اند! ما هم مدتی طول کشید باورمان شود که آنها اصلا آشپزخانه ای نداشتند و غذا را از جای دیگری می آوردند!!! بلد نبودن انگلیسی صندوقدا، باعث شد بیش از15 دقیقه دیگر برای فاکتور واقعی و پرداخت آن معطل شویم.

کمی گرسنه وکاملا شوکه از اتفاقی که افتاده بود به جاده برگشتیم تا نور روز را از دست ندهیم. درادامه مسیر وارد جاده جنگلی شدیم که وضعیت آن  بسیار نامساعد بود. آن قدر نامساعد که باید با سرعت 30 تا 40 کیلومتر حرکت می کردیم، کف خودروی ما که سدان بود، دو بار با زمین برخورد کرد!!!

جاده های ارمنستان - باریک و خراب
جاده های ارمنستان – باریک و خراب – اما زیبا – عکس : جوانه عظیمی

در جاده های کوهستانی، بدون کمتر توقفی حرکت می کردیم و تنها قصدمان این بود که زودتر به ایروان(یروان) برسیم. طبیعت اطراف جاده  بسیار زیبا بود، کم کم به جاده های مسطح تر رسیدیم ولی متاسفانه در حال از دست دادن نور روز بودیم. نمی خواستیم شب به یروان برسیم ولی زمان بندی ما بهم خورده بود. چند باری هم گشت پلیس دیدیم ولی ما کاملا با سرعت قانونی حرکت می کردیم، پلیس هم هیچ گاه ما را متوقف نکرد.

تمام مسیرمان سبز بود - عکس: علی پاکزاد صدیق
تمام مسیرمان سبز بود – عکس: علی پاکزاد صدیق

دررراه به تابلوی آب آشامیدنی و یا آلاچیق هم زیاد برخوردیم، کنار یکی از آبخوری ها ایستادیم، هم آب خوردیم و هم کمی استراحت کردیم.

آبخوری بین راه نزدیک شاکی - عکس علی پاکزاد صدیق
آبخوری بین راه نزدیک شاکی – عکس علی پاکزاد صدیق

شب شد و اصلا دید نداشتیم، منتظر بودیم یک خودرو بیاید و پشت سر آن کمی تند تر برویم، ولی راننده های ارمنی، از شب برای رانندگی با سرعت بسیار بالا استفاده می کردند و بالاخره ما از آنها عقب می افتادیم. نهایتا 30 یا 40 کیلومترقبل از رسیدن به ایروان، به بزرگراه رسیدیم. به محض اینکه این بزرگراه تمام شد و وارد شهر شدیم واقعا شوکه شدیم. چرا شوکه شدیم و ایروان چگونه بود را در قسمت بعدی بخوانید.

برای اطلاعات بیشتردر وبلاگ کاوه جمالی بخوانید:

0 comments on “سفر زمینی به ایروان ارمنستان با خودروی شخصی بخش دومAdd yours →

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *