ترجمه ای از این نوشته به : en موجود است

اقامتگاه بوم گردی ریگ چشمه را یکی از دوستان پرنده نگر به ما معرفی کرد. با شماره تلفن روی سایت این اقامتگاه تماس گرفتیم و برای دو شب یک واحد آن را اجاره کردیم.

مسیر دسترسی به این اقامتگاه بسیار مناسب بود و همان طور که در نقشه مشاهده می کنید از فاضل آباد به سمت روستای محمد آباد حرکت کردیم و در ادامه به اقامتگاه رسیدیم.

مسیر محمدآباد به ریگ چشمه
مسیر رسیدن به ریگ چشمه پر از چشم اندازهای زیبا بود
تابلو راهنما - اقامتگاه بوم گردی ریگ چشمه
در طول مسیر تابلوهای راهنما شما را خیلی راحت به این اقامتگاه می رسانند

قرار بود ساعت 14 واحد به ما تحویل شود ولی ما حدود ساعت 17 آنجا بودیم و هنوز مهمان های قبلی در واحد بودند. حدود 15 دقیقه منتظر بودیم تا  واحدی که در طبقه بالا بود به ما تحویل شود.

بالأخره واحد تحویل ما شد.

بعد از مستقر شدن به پیشنهاد آقای دوستی (مدیر مجموعه) به اتفاق چند نفر از میهمانان دیگر، برای دیدن چشمه به سمت جنگل راهی شدیم. مسیر زیبا بود و در طول مسیر صدای پرندگان از همه جای جنگل به گوش می رسید.

مسیر دو و نیم کیلومتری بازگشت از چشمه به اقامتگاه
مسیر دو و نیم کیلومتری بازگشت از چشمه به اقامتگاه

وقتی به اقامتگاه برگشتیم آفتاب غروب کرده بود و سگ هایی که کمی آن طرف تر بسته شده بودند برای خودشان پارس می کردند. شاید روباه و شغالی از آنجا می گذشت و آنها واکنش نشان می دادند.

انتظار شب آرامی را همراه با شنیدن صداهای جنگل و روستا داشتیم. فکر می کردیم در ساعات پایانی شب سکوت نصبی حکمفرما باشد و بتوانیم صدای جغدها و پرندگان را ضبط کنیم. اما ظاهراً میهمانان ساختمان کناری عادت داشتند برای هر کاری فریاد بزنند و احساس می کردند کل اقامتگاه باید تا نیمه شب در شادی و پایکوبی شان سهیم باشند. به همین دلیل موفق نشدیم صدایی ضبط کنیم.

برای شام میرزا قاسمی خوشمزه ای خوردیم با پیازهایی که آقای دوستی همان موقع برایمان از باغچه چیدند. کمی کتاب خواندیم. عکس های روی دوربین ها را به کامپیوتر انتقال دادیم و نهایتاً بدون ضبط هیچ صدایی، در داخل واحد با درهای بسته خوابیدیم.

صبح روز بعد، پس از صرف صبحانه برای آشنایی بیشتر  با منطقه راهی شدیم. روز قبل کندوهایی را نزدیک جاده دیده بودیم، به آنجا رفتیم و صاحب کندوها برایمان در مورد عسل، شکری که به زنبورها می دهند، انواع عسل و رفتار زنبورها توضیح داد.

سپس برای پرنده نگری و آشنایی بیشتر با منطقه از محوطه اقامتگاه خارج شدیم. از صدای پرندگان خوش آواز لذت بردیم ولی ساعت خوبی برای عکاسی از پرندگان نبود و از دیگر زیبایی های طبیعت آن منطقه عکاسی کردیم.

ناهار اسفناج ته چین (غذای محلی) که ازصبح به آشپزخانه سفارش داده بودیم، را داخل واحد خودمان خوردیم. پس از ساعتی استراحت برای یافتن قرقاول و عکاسی راهی جنگل شدیم. صدای زیبای چند بلبل بازیگوش که به هیچ وجه عکاسی از آنها ممکن نشد، ناکامی مان را در یافتن قرقاول ها التیام بخشید و ساعتی دلنشین را برایمان ساخت.

Flower of sun
شب گل خورشید را چید

در برگشت از جنگل آقای دوستی، ما را با دوستشان آقای سید جواد حسینی آشنا کردند. ایشان که محیط بان منطقه هستند در مورد طبیعت منطقه و تنوع زیستی آن در فصل های مختلف اطلاعات خوبی به ما دادند و قرار گذاشتیم اگر ممکن شد، در زمان “گاوبانگی” برای عکاسی از مرال ها با ایشان به طبیعت برویم.

شب دوم همسایگان ما بر خلاف شب اول کل اقامتگاه را  روی سرشان نگذاشتند. ما هم از هوای خوب آن شب در تراس لذت بردیم و کتاب خواندیم. صبح زود برخاستیم و بعد از صرف صبحانه ای که از شب قبل از آشپزخانه رستوران تحویل گرفته بودیم، آماده برگشت شدیم.

ریگ چشمه را ترک کردیم، از دوستان جدیدمان خداحافظی کردیم ولی خاطرات خوب و عکس های آن را با خود آوردیم.


عکس ها توسط: کاوه جمالی و جوانه عظیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *